مرتضى مطهرى
426
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
شيخ ابوعلى فرزندى دارد به نام شيخ ابوالحسن محمد . بعد از پدرش ابوعلى مرجعيت و رياست حوزهء علميه به او منتقل شد و بنا بر نقل ابن عماد حنبلى در كتاب شذرات الذهب فى اخبار من ذهب « 1 » در زمان اين مرد بزرگ طلاب علوم دينى شيعه از اطراف و اكناف به سوى او مىشتافتند ، و او خود مردى پارسا و زاهد و عالم بوده است . عماد طبرى گفته است اگر صلوات بر غير انبيا روا بود ، من بر اين مرد صلوات مىفرستادم . او در سال 540 درگذشته است « 2 » 8 . قاضى عبد العزيز حلبىمعروف به ابن البراج . شاگرد سيد مرتضى و شيخ طوسى است . از طرف شيخ طوسى به بلاد شام كه وطنش بود فرستاده شد . بيست سال در طرابلس شام قاضى بود . در سال 481 درگذشته است . كتابهاى فقهى او كه بيشتر نام برده مىشود يكى به نام مهذّب است و ديگرى به نام جواهر . . 9 . شيخ ابوالصلاح حلبى . او نيز اهل شامات است . شاگرد سيد مرتضى و شيخ طوسى بوده و صدسال عمر كرده است . در ريحانة الادب مىنويسد كه او شاگرد سلار بن عبد العزيز آتى الذكر نيز بوده است . اگر اين نسبت درست باشد ، مىبايست ابوالصلاح سه طبقه را شاگردى كرده باشد ! كتاب معروف او در فقه به نام كافى است . در سال 447 درگذشته است . اگر عمر او صد سال بوده است و در 447 هم وفات كرده باشد او از هر دو استادش بزرگسالتر بوده است . شهيد ثانى او را « خليفة المرتضى فى البلادالحلبية » خوانده است . 10 . حمزة بن عبد العزيز ديلمىمعروف به « سلار ديلمى » . در حدود سال 448 تا 463 درگذشته است . شاگرد شيخ مفيد و سيد مرتضى است . اهل ايران است و در خسرو شاه تبريز درگذشته است . كتاب معروف او در فقه به نام « مراسم » است . سلار هر چند هم طبقهء شيخ طوسى است نه از شاگردان او ، در عين حال محقق حلّى در مقدمهء كتاب المعتبر از او و ابن البراج و ابوالصلاح حلبى به عنوان « اتباع الثلاثة » نام مىبرد ؛ يعنى او را از پيروان مىشمارد كه على الظاهر مقصودش اين است اين سه نفر تابع و پيروان سه نفر ديگر ( شيخ مفيد ، سيدمرتضى ، شيخ طوسى ) بودهاند .
--> ( 1 ) . ج 4 / ص 126 و 127 . ( 2 ) . قسمتهاى مربوط به شيخ ابوالحسن فرزند شيخ ابوعلى ، از يادداشتى است كه دوست عاليقدر ، دانشمند محترم آقاى شيخ نصراللَّه شبسترى تبريزى مرقوم فرمودهاند ، و ايشان آن را از علامه سيدمحمدصادق آل بحرالعلوم در مقدمهاى كه بر رجال شيخ طوسى نوشتهاند نقل كردهاند .